شب ، کاش میشد با تو از عمق وجود ، از ته لحظه ی تنهایی دل ، سخنی گفت به پهنای خیال ، تا که در ظلمت خود ، مرا برداری تا خاطر یار .

آرزو می کنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی ، وقتی غرق خوشبختی هستی !

چندیست ز یاران قدیمی خبری نیست / از آن همه خوبی و محبت اثری نیست / چشمم به در و گوش و دلم تنگ / در کوچه ی تنهایی من رهگذری نیست .

وقتی که از کنار گل با تو عبور می کنم / من به حسادتش به تو حس غرور می کنم / زلالی آب روان به پیش چشم پاک تو / عشق تو را به هر زمان باز مرور می کنم / وسعت دریا و کویر به وسعت روح تو نیست / چشم حسادت زمان به بوسه کور می کنم .

می روم شاید فراموشت کنم / با فراموشی هم آغوشت کنم / می روم از رفتنم دل شاد باش / از عذاب دیدنم آزاد باش .

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 3:5  توسط ASHEGHANEROMANa  | 
در دفتر دل یاد تو سرمشق من است / یادم نرود یاد تو تکلیف من است .

در گریز ناگزیر لحظه ها ، طاقتم از دوریت فرسوده شد / قلب من در این کبود تلخ و سرد از فراقت بارها پژمرده شد .

گفتم دوستت دارم ، نگو نظر لطفته ، چون نظر لطفم نیست ، نظر دلمه !

در هجوم لحظه های پوچ جدایی ، سکوت تنها یادگار با تو بودن است .

ببخشید بد موقع مزاحم شدم ! میخواستم قربونت برم ، از کدوم طرف برم ؟

روزگارم گله مندی شده است / من بگیرم تو بخندی شده است / از دلم یاد نکردی شاید / عشق هم سهمیه بندی شده است .

با این که لب از کلام بستید شما / ساکت سر جایتان نشستید شما / امواج نگاهتان دلم را لرزاند / اصلا نکند زلزله هستید شما .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 21:50  توسط ASHEGHANEROMANa  | 
غزال خوش غزل تویی / شیرین تر از عسل تویی / بین تموم آدما / نگین بی بدل تویی .

دفتر نقاشی من تو شهر غمها گم شده / چه جوری بگم با معرفت دلم برایت تنگ شده .

اینقدر خیالهای بیهوده نباف / ماییم و دو خط رباعی و یک دل صاف / در آیینه ی دلم به جز عکس تو نیست / شک داری اگر ، بیا دلم را بشکاف .

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد / مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد / تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند / سایه در سایه ی آن ثانیه ها خواهم مرد

بی من اگر آرامی ، من نمی خواهم که کنارم باشی ! با شکست قلبم تو اگر پیروزی ، آرزوی دل من نیز کامیابی توست ! من تنها به تو می اندیشم که مبادا خاری به دلت ریش آرد .

عشق یعنی دستهایم مال تو / چشم های خسته ام دنبال تو / عشق یعنی ما گرفتار همیم / دوستدار هم وفادار همیم .

امشب از آسمان دیده ی تو / روی شعرم ستاره می بارد / در سکوت سپید کاغذها / پنجه هایم جرقه می کارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 22:10  توسط ASHEGHANEROMANa  | 
ای که در فصل خزان بینی مرا با پشت خم ، این زمستان را مبین ، ما هم بهاری داشتیم ، این نیز بگذرد .

خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر ، که داده ات نعمت است ، نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان .

یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه ی لیلا نشست / گفت : یارب از چه خوارم کرده ای ؟ / بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟

تو یعنی معنی عشق ، تو یعنی تصویر پاکی ، تو یعنی خود سادگی ، تو یعنی سراسر یکدلی ، تو یعنی آخر پاکبختی ، تو یعنی تماما دیوانگی ، تو یعنی تجلی دلدادگی ، تو یعنی دلیل رنج ، تو یعنی دلیل گریستن ، تو یعنی آرامش مطلق ، تو یعنی امروز رفته ، تو یعنی آرزوی فردا ، تو یعنی بی تو هرگز .

امشب که محتاج تو ام جای تو خالی است / فردا که می یایی به سراغم نفسی نیست .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت 9:56  توسط ASHEGHANEROMANa  | 
چشمانت را ورق بزن ، شاید در گوشه ای از آن مرا به یادگار کشیده باشی .
می خواهم از چشمان تو دنیایی بسازم تا همه ی دنیای عاشقان دنیایم شوند .
تموم شد ، رفتم نخواست که بمونم ، صدایم نکرد نگفت نرو برگرد و من رفتم ، رفتم به سوی تنهایی انتظار ، انتظار شنیدن صدای او که بگوید دوستت دارم برگرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 0:11  توسط ASHEGHANEROMANa  |